افکار ناشناخته ی من

فعلا که هستیم؛ دنده نرم هر آن‌چه پیش آید.

شکستن یخ بیان ۲ (بحران حضوری شدن)

/ بازدید : ۴۸

این روزها روزهای عجیبیه

به شدت به خونه آقای م تشنم‌که اخر کرمشو ریخت و سه تا کلاس رو هم در کنار کار اموزی اومد حضوری کرد

همش به خودم بد و بیراه میگم که بهش رای دادم که بره تو شورای صنفی😑😑.یعنی این بشر از وقتی که پاشو تو این شورای صنفی دانشگاه گذاشته هر بار نت گوشیمو روشن کردم همش خبره حضوری شدن دانشگاه رو داده یکی نیست بگه نه که خیلی حضوری بشه تو درس میخونی 😐😐،اوف اوف از حرصی که دارم واقعا حس میکنم پام بگیره اونجا کشتمش

فکر کردن به خابگاه به گرما به همه چیز که دوسال ازش راحت بودم حالمو بد میکنه،این روزا همش تو خونم و هر چی خونمو نگاه میکنم انگار سیر نمیشم  ،وقتیم پامو بیرون میزارم یه جوری شهرو نگاه میکنم انگار قرار نیست دیگه برگردم🥲.

از اونطرف اقای الف تمام تلاشو این روزها به کار گرفته و میگه تو بیا ما کاری میکنیم بهت خوشبگذره😶😶.و اتفاقاته عجیب نزدیک رفتنمم خب تاثیر داره و باعث شده هیچ جوره دلم نخواد برم😢

مامان حسابی ناراحته و داداش نیز ولی جلو من به روی خودشون نمیارن البته واسه اینکه بگم شرایط خابگاه سخته یهو از دهنم پرید گفتم خابگاه پراز دخترای همجنسگراست ما شبا ارامش نداریم این بیشتر نگرانشون کرد🤦‍♀️😬هرچند خدایی جدی گفتم‌

حس میکنم دلم واسه غریبه های این شهرم تنگ میشه😢همش میگم خوشبحاله کسایی که ساله آخرشونه کی میشه این دوسال بگدره و تمام شه دوستام گفتن طرحتم بیا اینجا بردار داشتن اذیت میکردن گفتم شما رسما دارید فحشم میدید و هممون میخندیدیم😅😂 و خلاصه از همین الان دیگه رسما تمام تلاشمو میخوام بکنم واسه اینکه طرحمو توی شهر خودم باشم ایشالا

الانم کوثر حسابی خوشحاله دارم میرم و میگه چطوری تونستن تو رو بکشونن اینجا و میخنده😂😅

و این روزها کلا ادمای عجیبم به فکره من افتادن خودم در تعجبم وخودم حس میکنم به مویی بندم برای ادامه زندگی🥲

و در این روزها تمام تلاشم رو دارم میکنم که جلو دلم وایسم‌و یه جورایی احساساتمو خفه کنم و از اونطرف این باعث میشه خود خوری کنم و هی پوست لبمو بکنم و لبم زخم بشه خلاصه اوضاعی.

ولی همش از خدا میخوام که کمکم کنه و نزاره باعث شکستن قلبه کسی بشم تاالانم همی سعیمو تو این مورد کردم و قلبه ادما خیلی واسم باارزش بوده کلا فک میکنم قلب باارزشترین عضو بدنه چون جایگاه عشقه

فقط واسم دعا کنیید که دانشگاه منصرف شه  و فقط ما رو واسه کار اموزی اونجا نگه داره از عمق قلبتون واسم دعا  کنید🙏😢🤍

 

۴
امیر +
۲۸ شهریور ۰۰:۱۰

من از خدامه که حضوری بشه 😢

پاسخ :
حتما شهره خوش آب و هوایی دانشگاتون هست
و خابگاه درست و حسابی دارید که دلتون خوش باشه🥲
بیاید جامونو عوض کنیم 🥲
امیر +
۲۸ شهریور ۰۰:۲۸

نه من که خوابگاهی نیستم ولی خب خسته شدم. البته زندگی داخل خوابگاه خیلی سخته .

حداقل کسایی که داخل اون شهر دانشگاه هستن و حضوری کنن

پاسخ :
خب پس همینو بگیدد😅بخدا این درسای سخت هرچی غیر حصوری پاس بشه بهتره
به شدت متاسفانه به شدت سخته
نمیشه اینجوری که اتفاقا ما هر چی میخوریم از دسته بومیای کلاسمونه🥲

فاطـــღـــمـه ツ
۲۸ شهریور ۱۶:۰۰

من بومی ام ، میخوام حضوری شه ، کاری به کارشون نداشته باشید بذارید حضوری کنن عه

پاسخ :
🥲😅
هعی خدایا منم اگه بومی بودم دلم میخواست همه کلاساحضوری شه اما نیستم متاسفانه🥲
دلآشفت. ..
۰۴ مهر ۰۱:۳۷

درکت میکنم😂😂

ولی واقعا خوابگاه دخترا اون طوره و من خنگم ک نفهمیدم ؟😂😅

پاسخ :
هعی ممنون🥲
اره هستت 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان