افکار ناشناخته ی من

فعلا که هستیم؛ دنده نرم هر آن‌چه پیش آید.

ما یک مشت بازنده ایم🙁🤕

/ بازدید : ۱۲۴
آدم هایِ بی معرفتی هستیم !
زود برایِ هم تکراری می شویم
زود از هم خسته می شویم .
انگار عاشق شدن را یادمان نداده اند
پایِ حرف ماندن را ،
وفاداری را ؛
یادمان نداده اند .
اولش برای به دست آوردنِ هم ،
به هر دری می زنیم
به هم که رسیدیم ؛
مقایسه می کنیم ،
دنبالِ عیب هایِ هم می گردیم ،
و راحت از هم سیر می شویم .
انصافا که آدم هایِ بی اراده و
سر درگمی هستیم ،
به حرف و قول هایمان
هیچ اعتباری نیست .
ما یک مشت بازنده ایم
که انتقامِ نداشته هایمان را ؛
از رابطه ها و آدم هایِ بی گناه
می گیریم.
 
#نرگس_صرافیان‌طوفان
✨🌿
۸

روزنوشت ۲۱ شهریور📝

/ بازدید : ۷۳

سلامم دلم واسه همگی تنگ شده نه که فکر کنید به فکرتون نبودمم بودم اما واقعا ذهنم خالیه خالی بودواسه همین نمیدونستم چی بنویسم.امشب بسی با خانواده هوا خوردیم دور دور باماشینو خیلی دوست دارم🤗🤗 وهوا نگم براتون چقد عالی بود .همه چیز خوب بود تا اینکهه دوستم پی ام داد و گفت با ع الف حرف زده باز حثه غیرتو مالکیتم فوران کرد دسه خودمم نیستاا😥😥خلاصه نمیخواسم بیشتر ادامه بده گفتم بیرونم نمیتونم حرف بزنم ولی ول کن نبود که گفتت باشه رسیدی خونه خبر بده بگم چقد اذیت ع الف کردم و چقد حرف زدیم.تازه داشتم یه هوا میخوردماا😥😥باز حسه خفگی و غم رو دلم نشست .بعدش رفتیم بلال خوردیم آخ که چقد خوشمزه بود نتمو روشن کردم دیدم خود ع ال دایرکت استوریمو ریپلای کرده .استوریه اینستام یه عکس بود از آسمون با ابرای قشنگ 😍و نوشته بودم آسمون با این ابرا چی میگه نوشته بود معلومه میخواد بارون بیاد بیلد.درجوابش نوشتم ممنون منو از جهالت رهانیدی🤦🏻‍♀️.نوشت برو حال کن اصلا گفتم داشتم میکردم اتفاقا اومدم بیرون گفت من اومدم هایپرر 😥😥😥اخه لعنتی من عاشقه هایپرم دیشب بولینگ امشب هایپرر😥😥🤦🏻‍♀️.گفتم حرومتتت واقعا که گفت جات بسی خالیهه ولی من جای خالیتو حس نمیکنن😐😐.میخواستم بگم ارهه رباتت جای خالیمو حس نمیکنه از ادمه بی احساس چه توقعی میشه داشت😥🥺.و فقط در جواب گفتم که من دور دور تو خیابونو به هر چیزی ارجعیت میدمم و اونم دیگه هیچ نگفت باز اندوه بزرگ به دلم نشست ‌کاش منم هایپر بودم ولی نشد دیگه امشبم گذشت روزا همینطور دارن میگذرن .با دوستام غریبه تر میشم یعنی همش دارم سعی میکنم فاصله بگیرم اینو خودشونم فهمیدن و میگن چتهه سایلنتی.دلیل سایلنتیمو بارها گفتم و فقط یه روز تاثیر داشته باز کاره خودشونو کردن .هر روز که میگذره انگار بیشتر برام غریبه میشن من ادمه تقریبا کینه ای هستم.اما نمیدونم نمیدونم با اینکه ع الف بارها لهم کرد با یه عذر خواهیه کوچیک بخشیدمش دوست دارم هی باهاش قهر کنمم که این رباته بی احساس یه خورده حرفای قشنگ بزنه آخ که چقد ع ال با احساس ادمه قشنگتریع😍.بارها بهش گفتم ولی نمیفهمه .خیلی چیزا رو نمیفهمه مثلا نمیدونه من برای اینکه مشکلاتش حل شن و باز از ته دل لبخند بزنه ختم ۴۰ روزه شروع کردم به خوندن.نمیدونه اون شب بهش دروغ گفتم که هر چی بود خاکستر شد واسه اینکهه ازم دور نشهه .اون خیلی چیزا رو نمیدونه که اگه بدونه هم فرقی نمیکنه

۰

برای محبوبم💫🦋

/ بازدید : ۱۰۱

مینویسم برای محبوبی که نمی‌ دانم کیست ، کجاست و‌ چه می کند ؛
به تو سلام ! 
اکنون که‌ نمی دانم‌کجایی و‌ کیستی آسوده تر با تو سخن می گویم . 
من از شب های تنهایی ام با تو صحبت می کنم . 
شب هایی که کلمات ، دست می برند به گلویم و‌ تا مرز خفگی با آن ها جلو می روم ، وقتی تلاشی برای رهایی از دستشان ندارم ...
شب هایی که رازهای سربسته ی قلبم را بیرون می کشم از بایگانی دل ، صدباره مرور میکنم شان با خودم و دوباره با مُهرِ «محرمانه» مُهر و مومشان میکنم. 
محبوبم اکنون که این حرف ها را نمی شنوی با فراغِ بال برایت شرح می دمشان !
من ، سراغِ روزهایی را از خودم میگیرم که «خنده» انتخابم بود نه تقدیری در مسیرِ لحظه هایم ،
همان روزهایی که آسمان شکلِ دیگری برای پرنده ها آغوش می گشود ، که زمین خاکِ بهتری برای روئیدن داشت ، که هوا صاف تر از این بود ، که درخت سایه ای بلندتر برای نشستن داشت ...
آن روزها چه شد؟ کجا رفت ؟ می دانی تو ؟!
من ، بازیِ بازیگرانِ این صفحه را بارها با همان سناریوی قدیمی شان دیده ام ، همه اش را از بَرَم ! 
اکنون باید با تو به تماشایِ چه بنشینم ؟!
من ، بر سرِ خستگی هایم کلاهِ شادی می گذارم ! 
کلاهِ شادی اش را همین چند وقتِ گذشته از همان مغازه ی پوشالی در انتهایِ خیابانِ «آمدم نبودی» خریده ام ...
تو‌ کلاهِ قشنگ تری داری ؟!
من ، با شادی هایم گوشه ای خلوت می کنم ،
بر سر تپه ای نه چندان بلند حوالی خانه می نشینیم ، 
می نشینیم به تماشای آدم ها و می خندیم با خنده هایشان ...
می توانی اینگونه با ما به تماشای شادی بنشینی ؟!
محبوبم ! 
مرا ببخش که نمی توانم با خنده های تو به وجد آیم ،
مرا ببخش که کلاهی شاد برای خستگی های تو ندارم ،
مرا ببخش که تصویری برای با تو دیدن نمی بینم !
محبوبم ! 
گاهی مرا از دور تماشا کن ،
گاهی بیا و نمان ،
گاهی برو و بخوان ، بخوانم با صدایی که ندانم کجایی ، که پیدایت نکنم ، که بی تو ماندن را تقدیرِ خود بدانم !
محبوبم ! مرا ببخش ...

۳

دلخوش باش😊💫

/ بازدید : ۱۱۹
دلخوش باش
به باریکه‌‌ی نوری که از بین چین‌های پرده،
روی تخت تابیده
به کتاب نیمه‌کاره‌ی روی میز...
به داغی فنجانت در هوای سرد
دلخوش باش؛
به دو صندلی که هنوز روبه‌رو‌ی هم‌اند
به تنظیم کردن زنگ ساعت برای #صبح فردا...
به دفترچه‌ی کوچکی
که رویاهایت را نگه‌ میدارد!
که معنی همین ریزریز های ساده
شاید
"زندگی ادامه دارد" باشد...
۱۲

یاد بگیریم نترسیم:)

/ بازدید : ۶۵
کاش یاد بگیریم نترسیم و لباسی که دوس داریم بپوشیم، نترسیم و آهنگی که دوس داریم گوش بدیم،نترسیم و عاشق شیم، نترسیم و واسه رسیدن به حقمون بجنگیم، نترسیم و زندگی کنیم که فقط یبار زندگی میکنیم و چه حیف که ترسو باشیم.
۲
عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان